خداحافظ...
سلام حميدم خوبي عزيزم؟
ببخشيد كه دير اومدم راستش اصلا دلم نمي خواست ديگه بيام اما فقط اومدم تا باهات خداحافظي كنم واسه هميشه چون خودت ازم خواستي
آره تو اينو خواستي كه منتظرت نباشم تو گفتي كه ما به هم نمي رسيم تو بودي كه نابودم كردي اما مهم نيست دوست داشتنت واسم قشنگ بود اما خودتو داشتن فقط يه رويا بود
مي خوام آخرين حرفامو بهت بگم تا با وجدان راحت برم
از اون روزي كه اون حرفارو بهم زدي من داغون شدم نابود شدم من ديگه اوني كه قبلا بودم نشدم شدم يه مرده متحرك بدون روح بدون احساس شدم اي كاش باهات آشنا نميشدم اي كاش هيچ وقت نمي ديدمت
بعد از اون روز رفتم چت روم دلم مي خواست فقط يكي به حرفام گوش بده با يكي درد و دل كنم خسته شده بودم تا اينكه با پسري به اسم نيما آشنا شدم اون 28 سالش بود اونم شكست خورده از عشق بود اون گفت من مي تونم جاي حميد رو واست پر كنم من مي دونستم دروغ ميگه اما قبول كردم مي دونستم هيچ كس مثل تو نميشه
خلاصه گذشت من بهش گفته بودم كه خيلي اذيت مي كنم اون گفت عاشق دختراي شيطونه
منم واسه اينكه بهش ثابت كنم دروغ ميگه كلي اذيتش كردم تا اينكه بالاخره خسته شد هرچي دلش خواست بهم گفت منم بهش حق مي دادم كسي جز تو نميتونه اين بچه بازيامو اين شيطنتامو تحمل كنه اين تو بودي كه واقعا دوسم داشتي آره فقط تو بودي كه همه جوره منو مي خواستي
با اون خداحافظي كردم اون شب تا صبح فقط اشك مي ريختم كه چرا آخه اينطوري شد چرا دنيا با من اين كارو كرد چرا حقم تنهاييه ؟
حالا هم دارم با تو وداع مي كنم همين روزا مي خوام به مامانت زنگ بزنم ببينمش و عكسو گردنبندي كه بهم دادي رو بهش بدم تا بدوني كه واسه هميشه رفتم تا مطمئن باشي كه اگه آذر ماه اومدي ايران خواستي مثل هميشه بهم زنگ بزني اون وقت بفهمي من نيستم من رفتم چون تو خواستي من رفتم سمت سرنوشت خودم نمي دونم دنيا ديگه ازم چي مي خواد واسم چي رقم زده اما بايد تحمل كنم مثل تمام اين دردا مثل اين درد بزرگ كه دارم با تو خداحافظي مي كنم فكرشو نمي كرم يه روز اين طوري بشه
حميد خواهش مي كنم بشو مثل اول با اينكه بهم قول دادي بشي هموني كه بودي تا برگردي پيشم اما حالا هم كه من ميرم و ديگه نيستم اما بازم بشو مثل اول بشو حميد واقعي
مي خوام كه خوشبخت باشي با اينكه مي دونستم ما با هم خوشبختيم اما از خدا مي خوام كه تو بدون من با هركي كه هستي خوش باشي
منو ببخش كه نموندم منتظرت چون تو اينو ازم خواستي پس بدون كه خيلي دوستت داشتم كه اين خواسته بزرگ رو قبول كردم واسه من سخته اما چون تو خواستي ميگم باشه من ميرم
مواظب مهربونيات قشنگيات خوبيات باش
مواظب اون قلب مهربونت باش
بيا اينم دلت كه پيشم بود دل ترو پس دادم امانت دار خوبي بودم اما دل من پيش تو مي مونه آخه تو كه نمي دوني من دارم ميرم يه روزي مياد كه مي فهمي و اون روز خيلي نزديكه گل من
مواظب دلت باش دل من كه شكست دل من كه خونه خراب شد دل من كه آوار عشق دوباره ريخت روش عشق تو هم اون تو دفن شد دريچه دلم بسته شد و يه عشق توي اون موندگار شد
عشق و محبتت شد برام يه افسانه
حميد هرجا كه هستي مواظب خودت باش
شايد روزي بياد كه اين نوشته هارو بخوني و بدوني كي بود كه اين حرفارو زد مي دونم مي فهمي كه من بودم من مي خواستم منتظرت باشم
جز من كسي نبود
من رفتم با تمام خاطراتي كه ازت داشتم هرچند كوتاه ولي قشنگ
دوستت دارم
خدايا كمكم كن تا بگم...
تا بگم ....
اي زبون لعنتي بگو ديگه
مي دونم طاقت نداري
كاش اينجا بودي و ميديدي كه چشمام بارونيه
سيل اشك و غم داره مي ريزه روي گونه هام موج عشقت ريخته رو قلبم و نمي زاره بگم
خداحافظ...
خداحافظ...
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن
هنوزم پر مي كشه دل واسه ي به تو رسيدن
واسه ي جواب نامه ات مي دونم كه خيلي ديره
بزار به حساب غربت نكنه دلت بگيره
عزيزم بگو ببينم كه چه رنگه روزگارت
خيلي دوست دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت
سرتو با مهربوني بزاري به روي شونه ام
تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال بهونه ام
حالمو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره
چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره
نكنه ازم برنجي تشنه ام تشنه ي بارون
چقدر از دريا ما دوريم بي گناهيم هر دوتامون
بدجوري بهم ميريزه منو گاهي اتفاقي
تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي
مي دوني كه دست من نيست بازي هاي سرنوشته
رو قشنگا خط كشيده زشتارو واسم نوشته
باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه
اما اشكاتو نگه دار نزار اينجوري بريزه
من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد
باقيشو بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني
من نگاهت بكنم تو، تو چشام عشقو ببيني
يادته منو تو داشتيم ساده زندگي مي كرديم
از همين چشمه شفاف رفع تشنگي مي كرديم
بدجوري ديوونتم من فكر نكن اين اعترافه
هميشه نبودن تو كرده اين دلو كلافه
اما روح من يه درياست پرِ از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم
آخ كه چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه
سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه
تو كه چشماي قشنگت خونه صدتا ستاره ست
تو كه لبخند طلايي ات واسه من عمر دوباره ست
بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن
من بدون تو مي ميرم بيا و بهم كمك كن

وقتي روز بعدشم زنگيدم و خاموش بود نگران شدم 